مشتری قدرتمند

مشتری قدرتمند

مشتری قدرتمند

سال های دهه ۱۹۸۰ درس بسیار خوبی به موسسات اقتصادی در همه جا داده است. شرکت های داخلی دیگر نمی توانند نسبت به رقبای خارجی، بازارهای خارجی و منابع عرضه مواد اولیه و اقلام مصرفی خارجی بی اعتنا بمانند. شرکت ها نباید اجاره دهند سطح دستمزد و سایر هزینه های تولید ان ها با سایر نقاط جهان اختلاف قابل ملاحظه ای داشته باشد. شرکت ها نباید با پدیده تکنولوژی ها در مواد اولیه، تجهیزات و روش های جدید سازمان دهی و بازاریابی با بی تفاوتی برخورد نمایند.

شرکت های آمریکایی در این زمینه، نمونه جالبی هستند. در سال های دهه ۱۹۷۰، جنرال موتورز،سیزر،آرسی آ و آی بی ام، چهار شرکت قدرتمند آمریکا بودند. امروز هر چهار شرکت تلاش زیادی برای سودآوری از خود نشان می دهند زیرا هر چهار شرکت در زمینه بازاریابی شکست خورده اند. هیچ یک از آن ها از  تحولات بازار و مشتریان و نیاز به ایجاد مزیت رقابتی درک صحیحی نداشتند.

مشتری قدرتمند

مشتری قدرتمند در شرکت ها

جنرال موتورز هنوز نتوانسته درک کند که چرا در بیشتر نقاط جهان اتومبیل ها آلمانی و ژاپنی به اتومبیل های ان ترجبح داده می شوند. سیرز قدرمند و توانا، بین بوتیک ها و فروشگاه های بزرگ و شیک از یک طرف و واحدهای فروش انبوه تخفیف دار از طرف دیگر گیر کرده است. آر سی آ، که خود مبدع نوآوری های بسیار است هیچگاه از هنر بازاریابی به طور کامل و استاندارد مدد نگرفته؛ و هم اکنون فقط علامت تجاری خود را روی کالاهای وارداتی از ژاپن و کره حک می کند. آ ی بی ام به عنوان یکی از بزرگترین شرکت های جهان در زمینه داشتن انگیزه فروش، اولین زیان خود را به مبلغ ۴/۹۶ میلیارد دلار در سال ۱۹۹۲ تجربه کرد. دلیل این زیان توجه شرکت به فروش کامپیوتر های مادر بود، در حالیکه بازار به سمت میکرو کامپیوتر، شبکه سازی کامپوتری و ایستگاه کامپیوتری گرایش داشت.

این مقاله را مطالعه کنید:  شرکت جنرال موتورز

با توجه به تمام این ( نزدیک بینی های بازاریابی) شگفت آور نیست که با انبوهی از کتاب هایی روبرو می شویم که دیدگاه های جدیدی را در مورد نحوه اداره واحدهای اقتصادی در محیط جدید ارائه می دهند. در سال های دهه ۱۹۶۰، نظریه y  تمام شرکت ها را بران می داشت تا با کارکنان خود به مثابه دندانه ماشین برخورد نکنند. بلکه آنان را افراد خلاقی بدانند که در پرتو رویه مدیریت روشنفکرانه، این خلاقیت را از خود بروز می دهند. در دهه ۱۹۷۰ مدیریت استراتژیک طرز تفکر جدیدی درباره ایجاد و اداره ترکیب فعالیت ها اقتصادی یک شرکت، در یک محیط متلاطم ارائه کرد. در دهه ۱۹۸۰ (برتری و کیفیت) به عنوان یک فرمول جدید برای موفقیت، توجه زیادی را به خود جلب کرد. تمام این موضوعات معتبر بوده و کماکان الهام بخش طرز تفکر اقتصادی باقی می مانند.

یک × دو =

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

6 + یازده =